ღ•♥•ღ رز صورتـــــــــی ღ•♥•ღ
♥ تو را به اندازه تمام چیزهایی که اندازه ندارند دوست دارم ♥ 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان ! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

[ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ rose ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب
?????? ???????? ???? ?????